شمس الدين حافظ

470

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

386 - « سر سوداى تو » در خراباتِ مغان گر گذر افتد بازم * حاصلِ خرقه و سجّاده روان دربازم حلقهء توبه گر امروز چو زُهّاد زنم * خازن ميكده ، فردا نكند در بازم ور چو پروانه دهد دست فراغِ بالى * جز بدان عارضِ شمعى نَبُوَد پروازم همچو چنگ ار به كنارى ندهى كام دلم * از لبِ خويش چو نى يك نفسى بنوازم صحبتِ حور نخواهم كه بُوَد عين قصور * با خيالِ تو اگر با دگرى پردازم ماجراى دلِ خون گشته نگويم با كس * زانكه جز تيغِ غمت نيست كسى دمسازم سرِّ سوداىِ تو در سينه بماندى پنهان * چشمِ تردامن اگر فاش نكردى رازم مرغ‌سان از قفسِ خاك هوايى گشتم * به هوايى كه مگر صيد كند شهبازم گر به هر موى سرى بر تنِ حافظ باشد * همچو زلفت همه را در قدمت اندازم * توضيحات : خرابات مغان ( ميكدهء معرفت ) حلقهء توبه ( وسيلهء بازگشت به خدا ) خازن ميكده ( نگهبان ميخانه ) فراغ بال ( آرامش و آسودگى ) عارض شمعى ( چهره برافروخته ) حور ( فرشته ) عين قصور ( نهايت كوته‌نظرى ) ماجرا ( سرگذشت ) دل خون گشته ( دل خونين ) تيغ غم ( اضافه تشبيهى - شمشير عشق ) سودا ( عشق ) چشم تر ( اشك ) چشم تردامن ( چشم گريان ) مرغ‌سان ( پرنده‌وار ) هوايى گشتم ( هواگير شدم - به پرواز شدم ) به هوايى ( به اين فكر و انديشه ) شهباز ( شاهين عالم معنى ) در قدم اندازم ( نثار تو كنم ) معنى بيت ( 1 ) ( اگر مجددا به ميخانهء معرفت راه بيابم سرمايه اطاعت و فرمانبرى كه با لباس زاهدانه و جا نماز عابدانه جمع‌آورى كرده‌ام ، فورى در بازى و قمار عشق تو مىبازم و صرف مىخوارگى مىكنم ) معنى بيت ( 2 ) ( اگر امروز حلقه در توبه را مىكوبم و به علت زاهد شدن از عشق كناره مىگيرم فردا مأمور ميخانه در به روى من باز نخواهد كرد زيرا ميخانه محل عاشقان مىباشد نه جايگاه عاقلان ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - خواجه در بيتهاى 3 و 4 و 5 فرمايد : ( اگر مانند پروانه ، آسايش و فرصتى دست دهد جز بر گرد چهرهء برافروخته محبوب كه چون شمع تابناك است پرواز ديگرى نمىكنم ) ( اگر مانند چنگ با يك‌بار در آغوش گرفتن مرا به مراد دل نمىرسانى لااقل يك لحظه به نوازش مانند نى ، لب بر لبم بگذار ) ( با وجود چهرهء تو اگر در آيينهء خيال به كس ديگرى نگاه كنم عين كوته‌نظرى من است از اين جهت هم‌نشينى با سيه‌چشمان و فرشتگان را هم خواستار نمىباشم ) خود تفسير كنيد . 2 - خيلى اظهار رنج و ملامت مىكنيد و ميل داريد تا راز دل خود را با كسى در ميان بگذاريد ولى كسى را لايق اين اسرار نمىدانيد ، در نتيجه همه را در خود مىريزيد ، اين عمل اگرچه به مقدار كم خوبست ولى در درازمدت افسردگى مىآورد پس با يكى از دوستان يا آشنايان در ميان بگذاريد تا عقده‌گشايى شود ولى مواظب باشيد با هركسى در ميان مگذاريد . 3 - ترديدها را كنار بگذاريد ، او پايبند عهد خود است ولى در درازمدت خسته مىشود چون سياست كارى را بر خلاف ظاهرش ندارد . 4 - مژده مىدهم كه نيت جناب‌عالى عملى مىگردد و جاى هيچ‌گونه نگرانى نمىباشد . 5 - در 11 شب آينده خوابى خواهيد ديد كه بالغ شده‌ايد و در جمعى به نشاط و صحبت مشغول هستيد ، نشانه آنست كه دگرگونى كلّى در شخصيت و منش شما به وجود آمده و بر مشكلات زندگى پيروز مىشويد . 6 - مسافر حالش خوب است ، خريدوفروش سودآور است ، ازدواج عملى مىشود ، طلاق مناسب نيست ، مژده‌اى دريافت مىكنيد .